این هم مطلب سال جدید
حرفهای زن و مردها در مواقع مختلف زندگی
سالگرد ازدواج
زن :عزیزم امید وارم همیشه عاشق بمانیم وشمع زندگیمان نورانی باشد.
مرد: عزیزم کی نوبت کیک می شه؟
روز زن
زن : عزیزم مهم نیست هیچ هدیه ای برام نخریدی یک بوس کافیه
مرد: خوشحالم تو رو انتخاب کردم اشپزی تو عالیه عزیزم (شام چی داریم؟)
روز مرد
زن :وای عزیزم اصلا قابلتو نداره کاش می تونستم هدیه بهتری بگیرم.
مرد:حالا اشکال نداره عزیزم سال دیگه جبران می کنی (چه بوی غذایی می یاد)
40 روز بعد از تولد بچه
زن:وای مامانی بازم گرسنه هستی , (عزیزم شیر خشک بچه رو ندیدی)
مرد: با دهان پر(نه عزیزم ندیدم , راستی عزیزم شیر خشک چرا اینقدر خوشمزه است)
40 سال بعد
زن :عزیزم شمع زندگیمون داره بی فروغ میشه ما پیر شدیم
مرد :یعنی دیگه کیک نخوریم
2 ثانیه قبل از مرگ
زن :عزیزم همیشه دوستت داشتم
مرد: گشنمه
وصیت نامه
زن: کاش مجال بیشتری بود تا درمیان عزیزانم می بودم ونثارشان می کردم تمام زندگی ام را!!
مرد:شب هفتم قرمه سبزی بدید
اون دنیا
زن : خطاب به فرشته ی مسول :خواهش می کنم ما را از هم جدانکنید , نه نه عزیزم , خدایا به خاطر من(((وسر انجام موافقت می شه مرد از جهنم بره بهشت )))
مرد :خطاب به دربان جهنم: حالا توی بهشت شام چی میدن
sms
میدونی که چه موقع می فهمی دنیا دو روزه؟ وقتی که اونی که دوستش میدونی که چه موقع می فهمی دنیا دو روزه؟ وقتی که اونی که دوستش داری بهت بگه تا آخر دنیا باهاتم
من نه عاشق بودم ، و نه دلداده به گیسوی بلند ، و نه آلوده به افکار پلید ؛ من به دنبال نگاهی بودم که مرا از پس دیوانگی ام می فهمید
زیبایی زندگی آرام است مثل آرامش یك خواب بلند زندگی شیرین است مثل شیرینی یك روز قشنگ زندگی رویایی است مثل رویای ِیكی كودك ناز زندگی زیبایی است مثل زیبایی یك غنچه ی باز زندگی تك تك این ساعتهاست زندگی چرخش این عقربه هاست زندگی راز دل مادر من زندگی پینه ی دست پدر است زندگی مثل زمان در گذر است
خدایا تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است . چه رنجی می کشد آن کس که انسان است واز احساس سر شار است
ارزشت را با مقایسه کردن خود با دیگران پایین نیاور، زیرا همه ما با یکدیگر متفاوتیم.
دو چیز است که اعجاز انسان را بر می انگیزد :یکی آسمان با ستاره هایش که انسان را مبهوت می کند . دیگری وجدان اوست که تسخیرس می کند
من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت! از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت! جامی و بتی و بربطی بر لب کشت! این هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت
من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت! از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت! جامی و بتی و بربطی بر لب کشت! این هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت
از هر دری سخنی ....
اصفهانیه نذر می کنه اگه دانشگاه قبول شد مادرشو پیاده بفرسته کربلا
رشتیه میاد خونه به زنش میگه دوس داشتی یه روز مرد می شدی ؟میگه نه ولی خیلی دوس دارم تو مرد بشی
به لره میگن تاحالا مربا بالنگ خوردی میگه نه هرچی خوردم با دست خوردم!
رشتیه به زنش میگه : کجا بودی ؟ چرا دیر اومدی ؟زنش میگه : یه مرتیکه عوضی راه افتاده بود دنبالم ، خیلی یواش میومد
همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند ، با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسی که تو را آزرده ، دوباره اعتماد نکنی
مادرمراببخش که این پسر تنهای تو
عاجز بود زوصف دل خونفشان تو
مادر مرا ببخش که هرگز زبان من
قادر نبوده تا که نماید بیان تو
هر کس به مادر خود درد دل کند
من درد دل کنم چگونه به آستان تو
این عقده ها که در دل من می خورد گره
روزی شود حکایت در نهان تو
از چشم من بخوان که زجان دولت دارمت
دردا نمی شود که بگویم به جان تو
پرسید اگر کسی که مادر تو کیست؟
گویم برای او چه زنام و نشان تو؟
مادر بگو بگو که در این خانه نیستم
با کوه رنج و خاطره بارگران تو
ماند ارزوی حرف زدن با تو در دلش ح...
این پسر شکسته دل و ناتوان تو
مادرمن از سلاسه گل های عاشقم
یا نو گل فسرده ایاز بوستان توام
مادر مرا ببخش گناهی ندارم
اینگونه گر که آمده ام در جهان تو
حرف نگفته هست فراوان ولی دریغ
خاموشی تو است غم جاودان من...
And its mine
The most loneliest day of my life
Such a lonely day
Should be banned
It's a day that I can't stand
The most loneliest day of my life
The most loneliest day of my life
Such a lonely day
Shouldn't exist
It's a day that I'll never miss
Such a lonely day
And its mine
The most loneliest day of my life
And if you go, I wanna go with you
And if you die, I wanna die with you
Take your hand and walk away
The most loneliest day of my life
Life
Such a lonely day
And its mine
It's a day that I'm glad I survived
شکستگی نیاز...
آتشی بود و فسرد...
رشته ای بود و گسست...
دل چو از بند تو رست...
جام جادویی اندوه شکست...
آمدم تا به تو آویزم...!!
لیک دیدم که تو آن شاخه بی برگی...
لیک دیدم که تو بر چهره امیدم...
می خوام از تو بنویسم ،که نگی رفتی نموندی
نگی بی وفا شدی ، توی راه نرفته موندی
می خوام از تو بنویسم ، که نگی طاقت نداشتی
نگی تا اخر رویا ، منو تنها جاگذاشتی
اخه این مرام من نیست ، غم تو لحظه هات بیارم
اگه حتی بی بهونه ، اشکامو هدیه بیارم
توی این قلب غریبم ، تا همیشه یادگاری
وقتی تو آمدی پاییز دلم بهار شد، كویر دلم گلستان شد
وقتی تو آمدی قلب شكسته ام پر از عشق شد
زندگی ام پر از طراوت و تازگی شد تو مانند بارانی بر روی من باریدی
و تن خسته و غم زده مرا پر از عشق كردی
تو مانند گلی در باغچه ی قلبم روییدی و قلب سوخته مرا گلستان عاشقی كردی
تو مانند مهتابی بر آسمان دلم تابیدی و دل تاریك مرا پر از نور عشق خودت كردی
تو با گرمای وجودت آسمان سرد دلم را گرم گرم كردی
وقتی تو آمدی احساس میكردم دنیا مال من است، چون تو دنیای منی
تو همان امید زندگی منی كه آمدی
تو كه آمدی گذشته های تلخم همه از صحنه قلبم سوخت و از بین رفت
تو كه آمدی تمام خاطرات گذشته از دفتردلم سوزاندم
و همه را از صندوقچه قلبم بیرون ریختم و از یاد بردم!
تو كه آمدی عاشقی برایم پر معنا تر از گذشته شد
كلام دوست داشتن مقدس تر همیشه شد، و
داستان لیلی و مجنون برایم واقعی تر از قبل شد!
تو كه آمدی، تنهایی به عزا نشست ، غم سفر كرد و قلبم به
استقبال عشق رفت. وقتی تو آمدی ساحل دریای دلم پر از مروارید و صدف شد،و
دیگر كنار ساحل تنها نبودم تو نیز با من بودی
تو مانند یك نوای عاشقانه در قلبم نشستی و
قلب مرا با آن نوای آرامت پر از محبت كردی
تو مانند پرنده ایی در دلم نشستی و با پروازت در آسمان دلم
به من غرور پرواز به دشت عشق بخشیدی
تو مانند یك خاطره ی شیرین در دفتر عشقم می مانی و خواهی ماند
دفتر عشق را همراه با كلام مقدس تو و با تمام خاطرات
شیرینی كه با هم داشتیم در صندوقچه ی قلبم میگذارم
و کلیدش را به دست حق می سپارم
تا تو هستی جز تو همه چی ممنوعه است
عشق دل کنده از این کوچه باغ بن بست
من توی آغوشت گرم بودم یا سرد
کاش شب می فهمید روز باور می کرد
بغض یک دنیا رو از دلم کم کردی
من فقط من بودم ، منو آدم کردی
عشق بی حادثه نیست من خیانت کردم
اگه یادم باشی ، زود بر می گردم
زندگی آرام است ، مثل آرامش یك خواب بلند .
زندگی شیرین است ، مثل شیرینی یك روز قشنگ .
زندگی رویایی است ، مثل رویای یك كودك ناز .
زندگی زیبایی است ، مثل زیبایی یك غنچه باز .
زندگی تك تك این ساعتهاست ،
زندگی چرخش این عقربه هاست .
زندگی راز دل مادر من ، زندگی پینه دست پدر است .
زندگی مثل زمان در گذر است . . .
براۍ تو مۍ نویسم.... براۍ تو كه با طو فانۍ آمدۍ و ... با آنكه شبهاۍ طوفانۍ ام زیاد بودند، و لۍ آنشب
طوفان برایم چیز دیگرۍ بود...
طوفان زیر و رویم كرد... مرا شست، پاكم كرد..
. بعد از مدتها سبك شدم، احساس پرواز میكردم..
. احساس پریدن و چقدر این پریدن و پرواز كردن قشنگ بود...
نمیدانۍ چه حس قشنگیست با بالهایۍ كه مال خودت نیست پرواز كنۍ، بپرۍ، بالا بروۍ...
تا ابرها، ستاره ها و...آن روزها فكر میكردم
حالا دیگر تمام دنیا براۍ من است و تمام دنیایم در تو خلاصه میشود... تو بال پرواز من بودۍ و من با تو پریدن را تجربه كردم... چه شبهاۍ قشنگۍ بود...
ولۍ چقدر كوتاه بود... براۍ اولین بار بود كه دلم میخواست باز هم مثل آنشب طوفان شود... طوفان شد، بارانۍ شدم... اما نبودۍ ... جاۍ خالیت را حس میكردم...
به انتظار نشستم تا صبح و تازه حس كردم جمله اۍ را كه بارها بر زبان میراندۍ:" گاهۍ از انتظار خسته میشوم...". اما من هم از انتظار و هم از اینجا بودن خسته شده ام...
میخواهم بروم... كجا؟!... نمیدانم... شاید همان جاده بۍ انتهایۍ كه همیشه بر سر رفتن در ان
باهم دعوا داشتیم... جاده اۍ كه مقصدۍ ندارد...
فقط مۍ روۍ، مۍ روۍ، مۍروۍ...رفتن از ماندن و انتظار كشیدن راحت تر است...
میدانۍ چرا؟ چون امید دارۍ شاید در انتهاۍ آن جاده نامعلوم، انتظارت به پایان برسد...
صدایت سرد است، دستانت سردتر و من یخ بسته ام... مۍ خواهم با تو گرم شوم، آب شوم...
كاش میدانستۍ چقدر " دلم برایت تنگ است...
از همه چیز و از هر دلی
دوستی غنچه میدهد
غنچه گل میکند
گل عشق به همراه دارد
عشق رنج می آفریند
رنج تولدمژده میدهد
تولد نیاز در پی دارد
نیاز جستجو می طلبد
جستجو خدا در بر دارد
خدا دوستی به ارمغان دارد
دوستی دوستی می آفریند!
آیا شما نابغه اید ؟
یا علی مدد
خدایا !
من گمشده ی دریای متلاطم روزگارم و تو بزرگواری.
پس ای خدای من
هیچ می دانی که بزرگوار آن است که گمشده ای را به مقصد برساند؟
تا ابد محتاج یاری تو - رحمت تو - توجه تو -
عشق تو - گذشت تو - عفو تو
مهربانی تو - و در یک کلام ... محتاج تو ام!
خدایا مرا متبرک گردان تا عشق ورزیدن
و خندیدن را بیاموزم تا در همه ی موقعیت ها
وشرایط زندگی بخندم و بدانم در هر آنچه روی می
دهد نیکی نهفته است.
خوشا به حال لک لکا
که عشقشون قاف نداره
خوشا به حال لک لکا
که مرگشون گاف نداره
خوشا به حال لک لکا
که خوابشون واو نداره
خوشا به حال لک لکا
که لک لکن... که لک لکن!
با بالای سپیدشون
تو آسمون پر می زنن
رها و شاد، بی دغدغه
هر جا بخوان سر می زنن
اوج می گیرن تو آسمون
تو آسمون بی نشون
سر به هوا به عشقشون
از عشق، پرپر می زنن
یک شوخی نزدیک به جدی ....
ماجرای عابر بانک
پسرها:
۱- با ماشین میرن به بانک، پارک میکنن، میرن دم دستگاه عابر بانک.
۲- کارت رو داخل دستگاه میذارن.
۳- کد رمز رو میزنن، مبلغ درخواستی رو وارد میکنن.
۴- پول و کارت رو میگیرن و میرن.
دخترها:
۱- با ماشین میرن دم بانک.
۲- در آینه آرایششون رو چک میکنن.
۳- به خودشون عطر میزنن.
۴- احتمالاً موهاشون رو هم چک میکنن.
۵- در پارک کردن ماشین مشکل پیدا میکنن.
۶- در پارک کردن ماشین خیلی مشکل پیدا میکنن.
۷- بلاخره ماشین رو پارک میکنن
۸- توی کیفشون دنبال کارتشون میگردن.
۹- کارت رو داخل دستگاه میذارن، کارت توسط ماشین پذیرفته نمیشه.
۱۰- کارت تلفن رو میندازن توی کیفشون.
۱۱- دنبال کارت عابربانکشون میگردن.
۱۲- کارت رو وارد دستگاه میکنن
۱۳- توی کیفشون دنبال تیکه کاغذی که کد رمز رو روش یاداشت کردن میگردن.
۱۴- کد رمز رو وارد میکنن.
۱۵- ۲دقیقه قسمت راهنمای دستگاه رو میخونن
۱۶- کنسل میکنن.
۱۷- دوباره کد رمز رو میزنن.
۱۸- کنسل میکنن.
۱۹- پسری رو صدا میزنن که کد صحیح رو براشون وارد کنه.
۲۰- مبلغ درخواستی رو میزنن.
۲۱- دستگاه ارور (خطا) میده.
۲۲- مبلغ بیشتری رو درخواست میکنن.
۲۳- دستگاه ارور (خطا) میده.
۲۴- بیشترین مبلغ ممکن در خواست میکنن.
۲۵- انگشتاشون رو برای شانس رو هم میذارن.
۲۶- پول رو میگیرن.
۲۷- برمیگردن به ماشین.
۲۸- آرایششون رو توی آینه عقب چک میکنن.
۲۹- توی کیفشون دنبال سویچ ماشین میگردن.
۳۰- استارت میزنن.
۳۱- پنجاه متر میرن جلو.
۳۲- ماشین رو نگه میدارن.
۳۳- دوباره برمیگردن جلوی بانک.
۳۴- از ماشین پیاده میشن
۳۵- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر میدارن. (حواس نمیذار برای آدم)
۳۶- سوار ماشین میشن.
۳۷- کارت رو پرت میکنن روی صندلی کنار راننده
۳۸- آرایششون رو توی آینه چک میکنن.
۳۹- احتمالاً یه نگاهی هم به موهاشون میندازن.
۴۰- مندازن توی خیابون اشتباه.
۴۱- برمیگردن.
۴۲- میندازن توی خیابون درست.
۴۳- پنج کیلومتر میرن جلو.
۴۴- ترمز دستی رو آزاد میکنن )میگم چرا انقدر یواش میره)
کیست بنده ای که مرا می خواند تا اجابت کنم او را ...
ادعونی استجب لکم
برای سلامتی و آرامش قلب و اطمینان خاطر خود و خانواده ها
موفقیت محصلین
شفای مریضان
آمرزش اموات و بخشش گناهان همنوعانمان
به درگاه باری تعالی ازصمیم قلب دعا کنیم
ناد علیاْ مظهر العجایب
تجده عوناً لک فی النوائب
کل حمٍ و غمٍ سینجلی
بعظمتک یا الله یا الله یا الله (جل و جلاله)
بنبوتک یا محمد یا محمد یا محمد ( صلی الله علیه و آله وسلم)
بولایتک یا علی یا علی یا علی
ادرکنی
کیست بنده ای که مرا می خواند تا اجابت کنم او را ...
سلام
سعید میرشاهی دانشجوی سال آخر مهندسی مکانیک دانشگاه سیرجان هستم
آدرس وبلاگ اصلی من
Engineersblog.blogfa.com
می باشد
دیدن فرمائید
موفق و شاد باشید
تبلیغات

